بهشت ...

خدایا شکرت برای صدای بهشتی این علیرضا قربانی عزیز!

 

پی نوشت:
ههههه! کامنت ها رو خوندم! پستم رو هم گذاشتم! اییییییینه!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٦
تگ ها :

درس

میام که بنویسم، چشمم میوفته به کامنت ها، ذوق زده میرم کامنت بخونم و .... یادم میره!

هر  بار ....

نمیدونم چرا درس نمیشه برام!!!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۱
تگ ها :

shit

یکی بیاد گوش من رو بکشه، همراهی ام کنه، نمی دونم امر و نهی کنه ! یه کاری بکنه خلاصه که من برم دو تا certificate بگیرم! اینطوری نمیشه! هی الکی کلاس میریم و خیر سرمان خفن میشیم اما کو مدرکش؟ "حال نداشتم"

ضمناً رئیس که نعمت بود داره یواش یواش ... اصولاً چون من همه کارها رو سریع تر و با دقت تر از بقیه انجام میدم، همه کارهای گل افتاده گردن من! همه کارهایی هم که رزومه سازه دست آشنایان هست!.... طاقتم داره تموم میشه! بهش یه غری زدم، اگه فرصتی دست بده و رفتارش رو اصلاح نکنه من رفتم!

برای عنوان هم عذرخواهی میکنم!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧
تگ ها :

مشتری قدیمی

جناب مشتری قدیمی!

گرچه خیلی از پست ها برای وارونه است؛ اما خوب حداقل اونی که شما رویش کامنت گذاشتی که اینطوری نبود!

و خیر! فقط برای ایشون نمینویسم اما خوب اینجا هم رونق نداره زیاد، میدونین که ...

امید آنکه شما همواره مشتری این دکان زپرتی و قدیمی و رنگ و رو رفته ما باشید

با احترام

خواب زمستانی

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧
تگ ها :

حسود حسود هرگز نیاسود :دی!

آدم می تونه حسودی کنه!
تازگی ها زیادتر حسش می کنم! فکر کنم دارم ضعیف میشم!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧
تگ ها :

قانع بودن

شاید بدترین چیزی که یاد گرفتم ....

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٩
تگ ها :

هاپ هاپ

کاش میشد اون روزایی که از دنده چپ پا میشی یه پلاکادر بندازی گردنت با عنوان "هاپ هاپ" یا "پاچه میگیرما ..." یا یه همچین چیزی! که تکلیف همه معلوم باشه!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٥
تگ ها :

روحانی انتخاب شد، عارف جاودانه!

مهم نیست که اونی که انتخاب کردیم اصلاح طلب نیست! مهم اینه که ما تصمیم گرفتیم با توجه به شرایط انتخابش کنیم و رای ما پیروز بود! مهم اینه که مرد بزرگی به خاطر مصلحت ما و آرمانمون کناره گیری کرد! مهم اینه که " برادر شهیدم، رایت رو پس گرفتم!"

"انتخاب معنادار"مون مبارک!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧
تگ ها :

بعد 4 روز تعطیلی و بخور و بخواب

یه لقمه خوابم آرزوست ....

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۸
تگ ها :

سوسول شدیم هااااا!

اینقدری که خسته‌ام، فعالیت نداشتم!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٧
تگ ها :

خیلی خری!

من از کلیه عزیزانی که در زمینه هوش مصنوعی فعالیت دارن خواهش میکنم با جدیت بیش تری کار کنند و هر چه سریع تر کلیه نرم افزارها را هوشمند کنند تا بتوان جهت خنک شدگی دل بهشان گفت "خیلی خری"!
چرا که وقتی نرم افزار نفهمد و ناراحت نشود دل نیز از گفتن عبارت فوق خنک نخواهد شد!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٥
تگ ها :

نامه سر گشاده!

خانم وارونه عزیز

با توجه به مشکلات تکنولوژی، حدود 2 ساعت دیگه که از خواب زمستونی پاشدم میزنگمتون!

دوستدار شما
خواب زمستونی!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
تگ ها :

نداریم!

گوگل نداریم داداش من! نداریم!
سرچ، ایمیل، اطلاعات جغرافیایی، ترجمه، دیکشتری،  جیتاک، ... نداریم عزیزم!
یاهو مسنجر هم نداریم. اسکایپ و اینا رو که خیلی بعید میدونم!

البته هیچ جای نگرانی نیست! این چندوقته براداران و خواهران اینترنت ملی سخت مشغول بودن!
هی نامه زدن داریم به صورت اضطراری تغییر مسیر میدیم. داریم تعمیرات میکنیم.
اینا نونشون حلاله! همین روزا همه رو میارن ایران از بیگانه بی نیاز میشیم!
اونایی هم که رفتن، لابد بیگانه ان ...

برم یه ناهار درست کنم بخورم تا از گشنگی نمردم! دو تا سرنگ غولی خون گرفتن ازم نامردا!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
تگ ها :

جوونی!

ظرف قرص رو باز میکنم، پنبه رویش رو در میارم، یه قرص قلب میندازم بالا!
باید زودتر میجنبیدم. اینطوری فردا ساعت چند برم آزمایش بدم که ناشتایی ام درست و حسابی باشه؟

نمیدونم تا کی با لاک صورتی ام احساس جوونی میکنم! اونم فقط یک روز در هفته!

پ.ن.: گوگل فلیتر و تنور انتخابات ... نمیدونم؟!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
تگ ها :

 

هوا بهشتی است!
و تنور انتخابات داغ است!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٤
تگ ها :

اندر مزایای اینترنت ملی ...

کلی پول دادیم خیر سرمان اسمارت فون خریدیم! البته از اول هم میدانستیم بسیاری قابلیت ها اینجا کار نمیکنند اما خوب راه دور زدن موجود بود!
حالا ....
نه جیمیلش آپدیت میشه، نه اورنوتش، نه وایبرش کار میکنه ....
فقط زنگ میخوره و تکست میفرسته! این رو 1100 هم انجام میداد خوب!
و این است سیاست مبارزه با طاغوت ...

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧
تگ ها :

انحصار

خواستم بگم من همون آدم چند روز پیش که نیازمند یه پروژه بود نیستم....
الآن یه عالمه درس دارم واسه خوندن! خونه دوستم، خرید، کلاس ورزش و خونه دختر خاله ام نرفتم که بشینم درس بخونم و خوب به صورت طبیعی علاقه ام به انواع وبلاگ افزایش پیدا کرده!

اما خوب هدف این بود که بگم:

وقتی تو مراحل نصب میرسه به اون صفحه اگریمنت(!) با ناسزا موافقت رو میزنم. نرم افزاری که فقط خودش بلد باشه فایلش رو بخونه به درد جرز لای دیوار میخوره! تا من باشم فایل ها رو iso ایمیج بگیرم که 2-3 ساعت وقت گران بها رو بالای این نرم افزارهای انحصار طلب ندم!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۸
تگ ها :

تو کجایی...

کجایی که ببینی دلم اینقده برات تنگ شده....

و نیستی که ببینی وقتی میخواهم بگم "اینقده" دستام رو از دو طرف تا جایی که میشه باز میکنم!

کره خر!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۸
تگ ها :

مفید!

به دو چیز محتاجم:

1- یک پروژه مفید که مشغولش باشم و احساس مفید بودن بکنم

2- یه همراه برای مورد اول چون عمراً تنهایی انجامش ندم.

ضمناً مورد اول باید حتماً یه deadline داشته باشه وگرنه عمراً تا آخر عمرم هم تمومش کنم!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱
تگ ها :

بهشت

رئیس نیکو از نعمت های بهشتی است!

گفتم بدونین!

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۸
تگ ها :

← صفحه بعد صفحه قبل →