بچه که بودم از مهم ترین ترس های من و دختر خاله ام این بود که مادربزرگم زبانم لال زبانم لال فوت کند! حالا هم باز از  بزرگ ترین ترس هایم همین است! وقتی قربان صدقه ام می رود هی در دلم استرس میگیرم که اگر روزی نباشد؟!

از آن گوگولی هاست هاااااااا!