تا به خودم بجنبم ، تا comment ی رو که داشتم ميذاشتم کامل کنم، تا به داد غذايی که داشت جذغله ميشد برسم ، تا به خودم بجنبم ، شدت بارون خوابيد. وقتی رفتم فقط نمنمی مونده بود. مگر لطف باد درخت خرمالو رو تکونی بده تا شبنم هاش رو برای دلخوشی من بريزه روم.

هميشه همينه. تا به خودم بيام ، تا موقعيت رو درک کنم، تا به خودم بجنبم، از دست دادمشون.