خش خش خش.....

خیابون انقلاب ، به طرف چهار راه ولیعصر، یه عالمه برگ زرد خشکیده تو پیاده رو

خش خش......

به خاطر پست گلناز بود و به خاطر آرامش فروشنده کاغذ خط هایی که برای یاسمن خریده بودم ، که توجهم به برگهای زرد توی پیاده رو جلب شد.

خش خش.....

سعی نمیکردم پایم رو روشون نذارم، شاید این من بودم که اون ها رو از زندگی سختشون خلاص میکردم ، کسی چمیدونه!

خش...

رسیدم چهار راه ولیعصر ، بازم شلوغی ، گرفتن تاکسی ، بی توجهی به اطراف.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • راستی برای مرجان که فردا صبح امتحان داره دعا کنين ، باشه؟