زنگ زدم بهش بگم درسته اونم آق داشمه ولی هر دو موافقیم که خیلی سیاست داره ، طرفت رو دست کم نگیر ، آخه یه نمه عذاب وجدان داشتم . ولی بر نداشت  ،  یه نیم ساعت بعد  ....  دوباره بر نداشت ، نگران بودم ولی نمی تونستم به کسی بگم .... توی اون چند دقیقه ای که طول کشید به من زنگ بزنه ،  چه جهنمی بود ...همه خوب بودن ، خدایا شکرت ، قربونت برم ، میدونم بهترین ها رو برای بنده هات میخواهی ، من چی کاره ام که بگم دنیا چرا اینطوریه ، مطمئنا" داره به سمت کمالش حرکت میکنه .  میدانم که احتیاجی به دعای من نیست ، ولی میخواهم بگم : خدایا بهترین رو به بنده هات بده  ،  این بنده ات هم همینطور ، مشکلاتشون رو حل کن ، بحران رو هم فراموش نکردی ، میدونم ولی اون احتیاجش urgent  -ِ .  خدایا مرسی که مشکلات من در مقابل خیلی ها هیچه .... خدایا من هم میخواهم دعای اون رو بکنم : من هم صبر میخواهم ، من هم سعه صدر میخواهم ، من ظرفیت میخواهم ، خدایا کمکم کن .......