-خدايا مرسی که بارون ميآد. تو هم تشکر کن..
: خدايا مرسی که بارون رو به ما دادی.

ـ خدايا مرسی که درخت ها رو شاداب کردی، خدايا مرسی که...
: .....

وايستاده بوديم تو بارون، بغلش کرده بودم که کمتر خيس بشه ، اون هم بغلم کرده بود که به خيال خودش من گرم بشم. دائما ْ داشت شکر ميکرد ، اما من .... از خودم خجالت کشيدم ، يه بچه ۵ ساله داشت خدا رو به خاطر بارون شکر ميکرد و به من هم ميگفت تشکر کن .... اينجاس که ميگن بچه ها به خدا نزديکترن ، دلشون پاک تره ، فرشته ان ، ......

خدايا مرسی برای بارونت ، مرسی از اينکه نيکا اينجا بود ، مرسی که ازش ياد گرفتم شاکر تر باشم ، مرسی که....