خ و ا ب    ز م س ت و ن ی

 

الهی
در جمال بی همتایی
در جلال بر همه مقتدایی
همه امید این ضعیف بر توست
مبادا در نگشایی

 
 

غربت


یه مرد عرب اومد تو و با فروشنده صحبت کرد. فروشنده نژاد زرد بود و عربی نمی‌دونست ظاهراً ! انگلیسی می‌دونست، کمی هم فارسی بلد بود. مرد عرب منظورش رو با اشاره رسوند. وقتی کشورت اینقدر توریستی باشه، ملیت‌های دیگه براتون کار کنند و تو مراکز توریستی‌ کار داشته باشی، شاید مجبور باشی تو کشور خودت به زبان بیگانه یا به زبان بین‌المللی اشاره حرف بزنی!

غمم می‌گیره وقتی تو کشورهای همسایه فروشنده‌ها، دربون‌ها، راهدارها، رسپشنیست هتل و ... فارسی بلدند. یعنی ما برای تفریحات (شاید هرچند معمولی) پولمون رو می‌دیم دست اونا! چرخ اقتصادشون می‌‌چرخه، زمینشون آبادتر می‌شه و خاک حاصلخیز ما هر روز خشک‌تر خشک‌تر!




مریم :
 

 

 

خواب زمستونی
زمستون های گذشته

امری باشه ؟



LINKS: 

نارنجی
خط قرمز
هارمونی آبی
ایستاده در رنگین کمان
کویریات
گاه نامه زندگی من
تاس جادوئی
شاید زمانی دیگر
در کوه
مارال
سپید

..................

حد بی نهایت
بلوط
اسپایدر مرد
باغ بی برگی
نوسانگر
عامه پسند
هزار و یک روزنه
از پشت یک سوم
سبقت غیر مجاز
روزهای بی خاطره
روزنگار
بلوط
35 درجه
نصفه نیمه
خرمگس
آسمان آبی
چیزی میان 2 فریم
Wearing The Inside Out
گربه چکمه پوش
از خود مکن کناره
هذیان در بیداری