|
خ و ا ب ز م س ت و ن ی |
الهی |
||
|
غربت یه مرد عرب اومد تو و با فروشنده صحبت کرد. فروشنده نژاد زرد بود و عربی نمیدونست ظاهراً ! انگلیسی میدونست، کمی هم فارسی بلد بود. مرد عرب منظورش رو با اشاره رسوند. وقتی کشورت اینقدر توریستی باشه، ملیتهای دیگه براتون کار کنند و تو مراکز توریستی کار داشته باشی، شاید مجبور باشی تو کشور خودت به زبان بیگانه یا به زبان بینالمللی اشاره حرف بزنی! غمم میگیره وقتی تو کشورهای همسایه فروشندهها، دربونها، راهدارها، رسپشنیست هتل و ... فارسی بلدند. یعنی ما برای تفریحات (شاید هرچند معمولی) پولمون رو میدیم دست اونا! چرخ اقتصادشون میچرخه، زمینشون آبادتر میشه و خاک حاصلخیز ما هر روز خشکتر خشکتر! مریم : ۱۳۸۸/۸/٢٦- ٩:٢۳ ق.ظ
|
زمستون های گذشته امری باشه ؟
نارنجی ..................
حد
بی نهایت
![]() |