يه حس بد

 خدایا یه کاری کن باطنی سئوال هاش رو آسون بده. مای بیچاره دو تا امتحان داریم . معماری رو هم که اگر جزوش رو هم جویده باشی، نمیتونی مطمئن باشی پاس شه.  نمی دونم هدف باطنی از این سخت گیری ها چیه.  کاش حداقل برامون هدفش رو میگفت.  حتماً یه هدف درست و حسابی داره که با این حالش پا میشه میاد دانشگاه. خیلی از سال بالایی ها میگن آه ما بوده که گرفتتش. گرچه میدونم که به حرف گربه سیاهه بارون نمیباره، ولی از اون به بعد هر استادی رو که میخواهم نفرین کنم، میگم خدا کنه از دانشگاه بره (قبلاً ها میگفتم " بمیره" که البته منظورم دقیقاً همین نبود، ولی خوب به قول گلناز مرغ آمین تو راهه).  مثلاً اگه اینطوری سفت و سخت هم حاضر غایب نمیکرد باز هم ما میرفتیم سر کلاس ، تنها تفاوتی که داشت این بود که احساس مجبور بودن رو نداشتیم و من که به شخصه سر کلاسش احساس بهتری داشتم. نمیدونم چرا ،  ولی به دلم افتاده میفتم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 4 نظر / 2 بازدید
shirin

نه بابا واسه چی بيفتی...خيلی هم بدصحيح نمی کنه...ايشالا بيست می شی؛ اونم ازباطنی!!!!!!!!!

idless

حالا پستتو ديدم :))‌ / بيخيال خانوم دانشجو !!! / شب امتاحانی گير نده :))

بهروز

همه ميگفتن فلانی چرا اين قد سخت گيره. من که ۳ بار از ۱ درسش افتاده بودم هنوز فکر می کنم مشکل از منه نه اون!

كتكله

اگه مردهای تو قصه بدونن كه اینجایی / برای بردن تو با اسب بالدار میتازن