دولتی نوشت!

ساعت اداری که می‌گذرد همه یا با تلفن‌های دولتی تماس‌های شخصی‌شان را برقرار می‌کنند یا در اینترنت راحت‌تر چرخ می‌زنند یا اباعطا می‌خوانند! همه هم که ماشالله خدا بدهد برکت دارند درس می‌خوانند! یکی الآن دارد با هم‌کلاسی‌اش راجع به انتخاب واحدش و اساتید گلابی و اینها حرف می‌زند! آن یکی دارد به کارمندهایش می‌گوید: "اگر خواستید درس بخوانید نگران پایان نامه نباشید که من یک چیزهای فضایی یاد گرفته ام که ... مثلاً شما بلدید در word فهرست بسازید؟"
ما هم که مانده‌ایم درس بخوانیم، یک آهنگ بی‌کلام گذاشته‌ایم در گوشمان اما هنوز صداها را با وضوح می‌شنویم! باز هم دارم به وضعیت ۵ سال پیش می‌رسم! همان وقت که به این تنیجه رسیدم که اگر اینطور کار کنم به زودی فسیل می‌شوم و رفتم پی درس! البته این بار فکر نکنم بروم پی دکتری! شاید اصلاً بروم پی نقاشی !!!!!!!!!!!!

/ 2 نظر / 5 بازدید
یاسمن

ای بابا! مگه خونه ندارن؟ پاشن برن خونشون‌:)

سروناز

نقاشی را عشق است