دوست قدیمی روشندل من!

به یاد میارم که خیلی دوستش داشتم! خیلی شوخ بود و حسابی سر به سر من میذاشت! من اون وقتا دبستانی بودم! اون موقع مامانم واحد مرکزی کانون زبان کار می‌کرد و دوستم اپراتور تلفن اونجا بود! تا با من احوال پرسی نمی‌کرد و با هم گپ نمی‌زدیم وصل نمی‌کرد به مامانم! وقتایی هم که من بچه بدعنقی بودم با خنده و صبوری باهام حرف می‌زد. یادم نیست اون یکی - دو باری که رفتم اداره مامانم سر زدم بهش یا نه (اگه نرفتم خیلی بی معرفت بودم خدایی اش!!!)  اما امروز که دنبال یه کلاس زبان نزدیک به منظور جلوگیری از افت بیش از پیش زبانم بودم دیدم تو سایت کانون زبان یه مصاحبه ازش گذاشتن! وااای خدا رفتم به سوم-چهارم دبستان و صدای مهربونش اومد تو یادم!

/ 7 نظر / 7 بازدید
یاسمن

:) بذار گوش بدمش ..

یاسمن

هه! نمیدونم چرا فکر کردم مصاحبه باید صوتی باشه :))

u hamun marye sabeq ni30i?

امیر

دوست های قدیمی همیشه ذهن رو میبرن به قدیم مدیما :)