بقیه نپرسند! تنها برای او می نویسم و اگر بخواند، خواهد دانست!

برایم راحت تر بود که دوست باشیم!
وقتی دوست بودیم دوستی و محبت و تلاش برای خوب بودن و محترم شمردن آنچه که داشتیم (از دید تو نا صادقانه‌هایمان) مثل مرحمی بود برای زخم‌هایی که تو زدی!
حالا که زخم‌هایی که من زدم را تاب نیاوردی زخم‌های من هم درد می‌کنند! زخم‌های کهنه‌ای که به امید مرحمی بودند که هرروز ناب تر هم می‌شد: شراب کهنه دوستی مان!
خواستم که بدانی! اگر خواندی! در دلم سنگینی می‌کرد!

/ 2 نظر / 6 بازدید
یاسمن

نمیدونم چرا فکر میکنم: فقط منم که میخونم ولی خوب چون ندانستم پس این ور قضیه به من نمیرسه!و باز هم فکر میکنم که فقط منم که می پرسم! خوب شد که توجیهم کردی :|

علیرضا

سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگی داری[گل]